در انتظار یک سوار بی نقا ب
آمد درست زیر شبستان گل نشست در بین آن جماعت مغرور شب پرست
یک تکه آفتاب نه یک تکه از بهشت حالا درست پشت سر من نشسته است
این بیت مطلع یک غزل عاشقانه نیست این سومین ردیف نمازی خیالی است
گل دسته ایاز ذل من و های های های الله و انا فی کل وادمست
سبحان من یمیت و یحیی لا اله الا هو الذی اخذ العهد فی الست
یک برده باز پشت همین بیت می کشم فکر میکنیم در این برده مانده است
سارا سلام اشهد ان لا اله تو با چشم های سرمه ای ان لا اله مست
دل می بری که حی علی های های های هر جا که هست پرتوی روی حبیب است
بالا بلند عقد تو را با لبان من ان شب مگر فرشته ای از اسمان نیست
باران جل جل خرداد توی پارک مهرت همان اشهد ان در دلم نشست
ان شب کبو کبوکبوتری از شبستان پرید نم نم نما نماز تودر بغض من شکست
سبحا ن من یمیت ویحیی ولا اله الا هو الذی اخذ العهد فی الست
سبحا ن رب هر چه دلم را از من برید سبحان رب هر چه دلم را از هم گسست
سبحا ن من وسارا بحمده سبحان ربی من وسارا دلش شکست
سبحا ن تا به کی منواو دست روی دست زخم دوباره واشد و ایا ک نستعین
تا اهدنا الصراط سرای تو می نمانده است مغضوب این جماعت پرهای و هوی شدم
افتادم از بهشت بر این ارتفاع پست یک پرده باز بین من و اوکشیده اند
ما را گمانم انطرف پرده مانده است
$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$


نگه به سوی من چه می کنی
که در پی رقیب من نشسته ای
در حیرتم که بعد از ان فریب ها
تو هم پی فریب من نشسته ای
برو به سوی او مرا چه غم
تو افتا بی او زمین من اسمان
بر او بتاب
زانکه من نشسته ام به ناز
روی شانه ی ستارگان