من از تمام مردم دنیا دلم گرفته است

من از تمام مردم دوران دلم گرفته است

از قلب وهم خورده ی انسان دلم گرفته است

از هر چه بود و هست و هر آنچه نبود و شد

از بغض آه گشته باران دلم گرفته است

من از سقوط لحظه رفتن، هدر شدن

از چشم ناامید زمستان دلم گرفته است

از یاد سفره های پر از اشک و نان خشک

از خنده سیاه پلیدان دلم گرفته است

از رفتن و نبودن و تنها سپر شدن

از طعم و بوی عشق چه آسان دلم گرفته است

از دستهای سرد رفیقان، نا رفیق

از لحن تلخ و ناله ی طوفان دلم گرفته است

از روز خائنان به ظاهر غزل فروش

از این قفس نمای چو زندان دلم گرفته است

گفتی میای

گفتی میای از اسمون پنجره هارو وا کنی

میای که در سکوت شب فقط منو صدا کنی

درین غروب واپسین در انتهای فصل سرد

میای که غم رو از تن چلچله ها جدا کنی

تو این غریب اشنا ز جاده های سبز عشق

میای تو قلب عاشقا شورو شری به پا کنی

در این سکوت لحظه ها در این خزان انتظار

میای برای قلب من همش خدا خداکنی

قفس واسه قناریا فنا و مرگه مطلقه

میای که تو قناری رو از این قفس رها کنی

دلم تنگه خدایا

ندارم بیش از این تاب صبوری

ندارم بیش از این طاقت دوری

فاصله بین من وتو

خودت گفتی که کوتاه

از اینجا که من ایستادم

که تا اسمون خیلی راهه

خدایا فاصله بسه

کی بهت میرسه صدام

گریه هام

ناله هام

که یک صدا میگن

دلتنگتم خدایا

دلتنگتم خدایا

 

یاد تو

شیشه ی پنجره را باران شست

چه کسی یاد تو را

عاقبت.....

از دل من خواهد شست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

غمگین

علی عراقی

شب و تنهایی و غربت

تو چشام اشک پر از خون

یه دله  شکسته از یار

یه دله پر غم و داغون

انتظار از تو ندارم منو تنها جا بذاری

تک و تنها تو.ی دنیا تو منو دوسم نداری

 

هر کی جدا کرد تو رو از من

 الهی غصه بگیره

توی تنهایی غربت

بی کس و بی یار بمیره

بی تو از حسرت دوریت دل من داره می میره

تا تو برگردی دوبا ره

دل من اروم  بگیره

 

کاشکی بفهمی کی دوست داشت

گل مهر رو کی برات کاشت

کی تو غم ها و تو غصت

موند و اون اشکاتو برداشت

اما اون هنوز تو یادش

تو رو تنها نمی ذاره

منتظر به راه به یادت

تا تو  برگردی دوباره

 

 

 

دیگه مجبور نیستی       خراطها

 

دیگه مجبور نیستی هر جا که میری

ازم اجازه ی رفتن بگیری

میشه با هر کی که میخوای بجوشی

اصلآ هر چی دلت میخواد بپوشی

میشه به هر کی می خوای دل ببندی

یا با غریبه ها بگی  بخندی

وقتی دیر می کنی یا میری جایی

دیگه نیستم بهت بگم کجایی

نرو تنهام نذار با درد و غم ها

اگر چه دلخوری از خیلی حرفام

به قرانی که از سایش گذشتم

 به مرگ هر دو تامون خیلی تنهام

نگو می بینمت یه روز دیگه

اخه احساس من اینو نمیگه

نمی تونم قبول کنم نباشم

 تر و خشکت کنه یه مرد دیگه

 

خداحافظ همیشه بهتر از من

همیشه یا که هر جا سر تر از من

تو چشمات بهترین بودم تو دنیا

نمی دیدی اگر چه کمتر از من

خدا حافظ که رفتم بی بهونه

از این خونه دلم بد جوری خونه

به جای سر به روی شونه ی من

تو یادم خاطرات تو می مونه

 

اگه کوهه طلا واست بیاره

اگه دنیا رو زیر پات بذاره

بازم دستای خالیم خوب میدونن

که هیچ کی قد من دوست نداره

گل خشک شد ولی هرگز نمرده

زمان بوی تو رو از خونه برده

دلم خوش بود میای یه روز تو خوابم

ولی چن ماهه که خوابم نبرده

داری میری ولی پیشت می مونم

واست هیچی نبودم خوب میدونم

 ولی من در عوض هر جا که باشم

واست  تا اخره عمرم میخونم

 

شاید خیلی چزا می خواستی اما

منم هیچ چی نداشتم پات بریزم

اینقدر بغضم رو پنهون کردم از تو

از اون روزی که تو رفتی مریضم

قدیما یادمه می رفتی جایی

همیشه یه خداحافظ می گفتی

چقدر اسون شدم باهات غریبه

بازم پشت سرم چیزی شنفتی

الان داغی نمی فهمی چی میگی

مدیونی اگه یادم بیفتی

غم

 
خیلی وقته دیگه بارون نزده

 
رنگ عشق به این خیابون نزده

 
خیلی وقته ابری پرپر نشده

 
دل آسمون سبکتر نشده

 
مه سرد رو تن پنجره ها

 
مثل بغض توی سینه منه

 
ابر چشمام پر اشکه ای خدا

 
وقتشه دوباره بارون بزنه

 
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده

 
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده

 
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده

 
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده

 
بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست

 
کوه غصه از دلم رفتنی نیست

 
حرف عشق تو رو من با کی بگم

 
همه حرفا که آخه گفتنی نیست

 
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده

 
قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده
 

خیلی وقته دیگه بارون نزده

 
رنگ عشق به این خیابون نزده

 
خیلی وقته ابری پرپر نشده

 
دل آسمون سبکتر نشده
 
مه سرد رو تن پنجره ها

 
مثل بغض توی سینه منه

 
ابر چشمام پر اشکه ای خدا

 
وقتشه دوباره بارون بزنه

 
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده
 

قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده

 
خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده


قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ شده

بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست

کوه غصه از دلم رفتنی نیست

حرف عشق تو رو من با کی بگم

همه حرفا که آخه گفتنی نیست

خیلی وقته که دلم برای تو تنگ شده

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤


مثل دیوار زخمی برلین

پرم از یادگار جنگی سرد

تو ترامادولی... ترامادول!

آه در من نشسته یک سردرد


غرب من دست دشمنم مانده

شرق من را گرفته تنهایی

باورم را گرفته باد شمال

در جنوبم نشسته رسوایی


 مثل یک کشور حراج شده

تکه تکه تنم به یغما رفت

او که می گفت با تو می مانم

او که می گفت «با تو» اما رفت


صورتم خط خطی‏تر از آنست

که خودم را دوباره بشناسم!

مانده دست کسیکه دشمن بود

خاکریزم - تمام احساسم -


 در سرم پیچ می زند گرداب!

شکل عصیان که در تنم مُرده

گریه کن! گریه، تا سبُک بِشَوَد

از تو بغضی فقط فرو خورده!


زخم خوردم فقط به این امید

که تو باشی دوای تسکینم!

مثل دیوار خسته ی برلین

رد شدی تا به خاک بنشینم