علی عراقی
شب و تنهایی و غربت
تو چشام اشک پر از خون
یه دله شکسته از یار
یه دله پر غم و داغون
انتظار از تو ندارم منو تنها جا بذاری
تک و تنها تو.ی دنیا تو منو دوسم نداری
هر کی جدا کرد تو رو از من
الهی غصه بگیره
توی تنهایی غربت
بی کس و بی یار بمیره
بی تو از حسرت دوریت دل من داره می میره
تا تو برگردی دوبا ره
دل من اروم بگیره
کاشکی بفهمی کی دوست داشت
گل مهر رو کی برات کاشت
کی تو غم ها و تو غصت
موند و اون اشکاتو برداشت
اما اون هنوز تو یادش
تو رو تنها نمی ذاره
منتظر به راه به یادت
دیگه مجبور نیستی خراطها
دیگه مجبور نیستی هر جا که میری
ازم اجازه ی رفتن بگیری
میشه با هر کی که میخوای بجوشی
اصلآ هر چی دلت میخواد بپوشی
میشه به هر کی می خوای دل ببندی
یا با غریبه ها بگی بخندی
وقتی دیر می کنی یا میری جایی
دیگه نیستم بهت بگم کجایی
نرو تنهام نذار با درد و غم ها
اگر چه دلخوری از خیلی حرفام
به قرانی که از سایش گذشتم
به مرگ هر دو تامون خیلی تنهام
نگو می بینمت یه روز دیگه
اخه احساس من اینو نمیگه
نمی تونم قبول کنم نباشم
تر و خشکت کنه یه مرد دیگه
خداحافظ همیشه بهتر از من
همیشه یا که هر جا سر تر از من
تو چشمات بهترین بودم تو دنیا
نمی دیدی اگر چه کمتر از من
خدا حافظ که رفتم بی بهونه
از این خونه دلم بد جوری خونه
به جای سر به روی شونه ی من
تو یادم خاطرات تو می مونه
اگه کوهه طلا واست بیاره
اگه دنیا رو زیر پات بذاره
بازم دستای خالیم خوب میدونن
که هیچ کی قد من دوست نداره
گل خشک شد ولی هرگز نمرده
زمان بوی تو رو از خونه برده
دلم خوش بود میای یه روز تو خوابم
ولی چن ماهه که خوابم نبرده
داری میری ولی پیشت می مونم
واست هیچی نبودم خوب میدونم
ولی من در عوض هر جا که باشم
واست تا اخره عمرم میخونم
شاید خیلی چزا می خواستی اما
منم هیچ چی نداشتم پات بریزم
اینقدر بغضم رو پنهون کردم از تو
از اون روزی که تو رفتی مریضم
قدیما یادمه می رفتی جایی
همیشه یه خداحافظ می گفتی
چقدر اسون شدم باهات غریبه
بازم پشت سرم چیزی شنفتی
الان داغی نمی فهمی چی میگی
مدیونی اگه یادم بیفتی